آخرین مقاله

نام نویسنده:
دکتر فریدون نهرینی دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران : نگاه‌داشت حرمت رئیس جمهور؛ پاس‌داری از مردم و جمهوریت

نگاه‌داشت حرمت رئیس جمهور؛ پاس‌داری از مردم و جمهوریت
دکترفریدون نهرینی
دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
سه روز پیش در 22 بهمن 1399، روزی که اساس حاکمیت سیاسی و نظام این کشور با جمهوریت آن پی ریخته شد، در گوشه‌ای از خاک این کشور، مردم شاهد رخدادی ناگوار و ناپسند شدند. گروهی سازمان‌یافته، آشکارا به سر دادن شعار و اهانت به رئیس جمهور محترم کشور پرداختند بی‌ آن که از سوی مقامات سیاسی، نقد شوند و به ویژه از ناحیه مقامات قضایی تحت تعقیب کیفری قرار گیرند. چنین اهانت‌هایی پیش از این جسته و گریخته بارها و بارها انجام شد و به تدریج شدت گرفت و تعقیب و مجازاتی را نیز به دنبال نداشت. اتفاقاتی از این دست، هنگامی باعث نگرانی و آشفتگی خاطر می‌شود که به درستی ندانیم پایان این هتاکی و شکستن اعتبار و حرمت، کی و کجاست؟ محوریت پرهیز از اهانت به رئیس جمهور قطع‌نظر از ضرورت رعایت آبرو و کرامت شخص ایشان که در جای خود محترم است، بر پایه‌ی جایگاهی است که مردم برای جمهوریت کشور در نظر گرفته‌اند.  
1 - کرسی ریاست جمهوری
کرسی ریاست جمهوری از آنِ کسانی است که منتخب و برگزیده‌ی مستقیم و بدون واسطه‌ی مردم کشورند (اصل 114 قانون اساسی). هنگامی که نامزدان ریاست جمهوری به رقابت سیاسی می‌پردازند و در پایان، یکی از آنان به انتخاب و با اکثریت مطلق آرای مردم، برگزیده می‌شود و بر این کرسی تکیه می‌زند (اصل 117 قانون اساسی)، گویی نماینده مردم در این مسند است. پس بجا و سنجیده است که آن جایگاه را بزرگ و پاس بداریم و حرمت نگه داریم تا مبادا به ساحت مردم فهیمِ سرزمینِ پاکمان، آسیب و گزندی برسد. چگونه می‌توان کرامت و حرمت شخصی را که به اعتبار کرسی ریاست جمهوری با پیشینه‌ی تدبیر و تدبر و حسن سابقه و امانت‌داری و پرهیزکاری و ایمان و اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی ایران، گزینش و گزیده می‌شود (اصل 115 قانون اساسی)، به یک باره، نادیده گرفت و اجازه داد به مرتبت و جایگاهی که به رای مردم بر آن تکیه زده، اهانت و بی‌حرمتی شود؟
اگر بر چگونگی و نحوه‌ی اداره کشور نقدی هست، شایسته و بایسته است برای نقد و ارزیابی آن، از روش‌های مدنی استفاده و بهره‌گیری شود. اهانت به بالاترین مقام رسمی کشور بعد از رهبری (اصل 113 قانون اساسی)، چاره‌ی این سنجش و نقد نیست.
2 - جایگاه و کارویژه‌‌های اساسی رئیس جمهور
افزون بر آنچه به واسطه اراده‌ی مستقیم مردم در برگزیدن رییس جمهور، به جایگاه او منزلت و پشتوانه می‌دهد، مسئولیت و اختیاراتی است که قانونگذار قانون اساسی به اتکای آرای مردم، برای رئیس جمهور پیش‌بینی کرده و گویای آن است که او بر مسندی مهم و خطیر نشسته است؛ پس بایسته و شایا است آن را ارج و عزت نهاد. به حکم اصل 113 قانون اساسی، رئیس جمهور دارای سه کارویژه و مسئولیت اساسی است؛ نخست آن که رییس جمهور عالی‌ترین مقام رسمی کشور پس از رهبری است. دیگر آن که مسئولیت اجرای قانون اساسی را بر عهده دارد و سوم ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیماً به رهبری مربوط می‌شود، در اختیار دارد. ترتّب سه جایگاه، مسئولیت و وظیفه رئیس جمهور به نحوی که در اصل یاد شده آمده، خود نشانگر موقعیت ویژه‌ی او است. پس شایسته و روا نیست با هتک حرمت او (هر که باشد) و جایگاهی که مردم به وی سپردند و پاسش می‌دارند، به سهولت گذشت و دیده بر بست.
3 عنوان عمومی کیفری و توصیف مجرمانه اهانت به رئیس جمهور               
توهین به افراد مانند فحاشی و استفاده از واژگان رکیک در ماده 608 قانون مجازات اسلامی اصلاحی 23/2/1399 و همچنین تهدید هر شخص به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی و مالی و غیره (ماده 669 آن قانون)، از عنوان کیفری برخوردار است. اما توهین به مقامات سیاسی یا قضایی و رسمی کشور مانند رییسان سه قوه، در ماده 609  قانون یاد شده، جرم انگاری شده است. در این میان روشن است که با توجه به دو بخش پیشین (1 و 2)، اهانت و تهدید رئیس جمهور، جرمی نیست که بتوان تنها آن را در قالب مواد یاد شده گنجاند و در شمار جرائم گذشت‌پذیر آورد (ماده 104 اصلاحی 23/2/1399 قانون مجازات اسلامی). هتاکی، اهانت و تهدید رئیس جمهور، به شیوه‌ای که انجام پذیرفته و آن هم به گونه‌ی آشکار آن، به اعتبار جایگاه و سمت سیاسی و اساسی وی، در زمره‌ی اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی از طریق هیاهو و جنجال و با حرکات نامتعارف (ماده 618 قانون مجازات اسلامی) است.
انتظار می‌رود مقامات محترم قضایی تعقیب، تحقیق و دادرسی با نگرشی به اصول و مواد یاد شده و بررسی افعال ارتکابی و تطبیق آن با قانون و البته در یک رسیدگی و دادرسی عادلانه و آن هم در اجرای اصل حاکمیت قانون و به منظور پاس‌داری از رای و گزینش مردم، وارد عمل شوند و اقدام قانونی آنی و بی‌درنگ نمایند.